Allez au contenu Allez au menu principal Allez à la recherche Change language

خانه> مقالات علمی و هنری >

هنرهای تجسمی: هنر کاشی کاری در اسلام

هنرهای تجسمی: هنر کاشی کاری در اسلام


نويسنده : admin | ۲۸ آبان ۱۳۹۵ | بدون نظر




عنوان مقاله: هنرهای تجسمی: هنر کاشی کاری در اسلام

مجله هنر.پاییز۱۳۷۷٫شماره۳۷

نویسنده : ماهرالنقش،محمود

چکیده :

 

با استقرار حکومت اعراب و به دنبال آن‌ زوال‌ دولت‌ ساسانیان در سال ۳۱ هــ.ق.آثار دیـن سـالام در تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی،سیاسی و اقتصادی مردم‌ ایران آشکار و به آسانی به عنوان پدیده‌ای نو مـورد قبول واقع گردید.

 

از آنجا که حضرت‌ محمد(ص)مسجد‌ را به عنوان پایگاه مذهبی بنا نهاده بـود،این امر موجب گردید تـوسط مـردم سایر بلاد که به نحوی دین اسلام در آنها راه یافته بود به تبعیت از سنت پیغمبر مساجدی‌ بنا گردد و شاید بتوان گفت معابد و مکان‌های مذهبی دوران قبل نیز همراه آن به مسجد تبدیل گردید.

 

این مـساجد که با دست هنرمندان هر دوره بنا می‌شد،در زمینه شیوه‌ ساخت‌ و نماکاری روند تکاملی خود را به همت دیگر هنرمندان طی می‌کرد.هنر دست به دست می‌گشت و از شهری به دیاری دیگر کوچ می‌کرد و در هـم تـلفیق می‌شد و هنر‌ نو دوران خود را می‌ساخت.در این میان روابط ایران و چین توانست در زمینه‌های مختلف هنری هر دو کشور تأثیر به سزایی داشته باشد.همان‌طور که مینیاتور و هنرهای دیگر‌ چین‌ بر هنر ایران اثـر بـخشد این تأثیر را متقابلا هنر ایران بر چین بر جای گذاشت.

 

هنرمندانی که با معماری ایران مستقیما در تماس سقف گنبد خواجه نظام‌الملک-مسجد جامع‌ اصفهان بودند‌ و شاخت‌ کافی از آجـر و سـفال هر محل داشتند، قادر گشتند آجر را که یکی از بهترین مصالح ساختمانی دوران پیش از‌ اسلام‌ و بعد از آن به شمار می‌رفت در بناهای‌ جدید‌ یعنی مساجد و مدرسه‌های علوم دینی به کارگرفته و به بهترین نـحو از آن اسـتفاده کـنند.برای مثال می‌توان از‌ گنبد‌ خواجه‌ نـظام‌الملک در مـسجد جـامع‌ئ اصفهان نام برد.به استناد شواهد و آثار موجود مساجد ابتدا به طور یک ایوانی و بعدها به دو و چهار ایوانی تبدیل شدند و روسازی‌ و زیـنت آنـها از دوره سـلجوقیان آغاز گردید.

 

با سابقه معماری در‌ ایران‌ و با اطلاعاتی کـه اهـل فن از این هنر دارند نمی‌توان کاشی‌کاری را از ایران جدا‌ دانست.هنر‌ اصیل‌ معماری توانست در دوران اسلام همراه با دگرگونی‌های پدید آمده در کـیفیت‌ و تـنوع‌ مـصالح پیکر بناها را(داخل و خارج)بپوشاند و آنها را با زیبایی خاص و منحصر‌ بـه‌ فردی‌ زینت بخشد.

 

در کاشی کاری ایران از رنگ‌های متنوع استفاده شده و این رنگ‌ها‌ توانستند‌ جای خود را در هر نقشی چه گـیاهی،چه هـندسی و…بـاز نمایند و با‌ نشستن‌ کنار‌ یکدیگر بر زیبایی نقش بیفزایند.

 

آجر چینی سـقف-رگ‌پوش دایـره‌ای(رسمی‌بندی یا کاربندی)-مسجد حکیم اصفهان  مقرنس-قم-علی ابن جعفر

 

بـا تـراشیدن‌ و کـوچک‌ کردن قطعات کاشی می‌توان هر نقشی را به وجود آورد.کاشی تا زمانی کـه در یـک‌ مـربع‌ یا مربع مستطیل قرار دارد قابل انعطاف نیست ولی زمانی که به‌ قطعات‌ کوچک‌تر‌ درآورده می‌شود بـه چـنان انـعطاف شگفت‌انگیزی دست می‌یابد که می‌توان آن را در هر سطح‌ یا‌ قوسی‌ به کار برد.به خاطر هـمین خـصیصه و ذوق سرشار هنرمندان ایرانی در‌ کار‌ کاشی‌کاری ایران از اشکال هندسی گرفته تا معقلی، رسمی‌بندی،مقرنس‌ها،گل و بـوته‌ها،اسلیمی،خط بـنایی و خـطوط مختلف دیگر‌ به‌ نحو احسن استفاده شده است.کاشی‌های ساخته شده در سطح دیوارها، اطراف گـنبدها،زیر‌ و روی قـوس‌ها،و پیچ و خم مقرنس‌ها و دور‌ تا‌ دور مناره‌ها به طرزی بسیار زیبا به‌ کارگرفته‌ شده‌اند.

 

هنرمندان بـا نـصب کـاشی‌های پیچ دور تا دور محراب‌ها و نوشتن خطوط‌ بنایی،خط‌ نسخ در اطراف خط بنایی-اصفهان-مسجد‌ جامع و دیواره‌های محراب چنان مناظر بـدیعی‌ بـه‌ وجـود آوردند که چشم هر بیننده‌ای‌ را خیر می‌کند.انواع بی‌شمار‌ نقش‌های‌ هندس که نمی‌توان در این‌ راه‌ انـتهایی بـرای آن فـرض کرد،همراه با سایر نقش‌های موجود قادرند پشت و بغل‌ قوس‌ها،سطح‌ دیوارها،در وسط تـقسیمات رسـمی‌بندی‌ها،بر پیکره‌ مناره‌ها‌ و همچنین در دل‌ قطاربندی‌ها‌ بنشیند و آنها را‌ زیبا‌ سازد. نقش‌های هندسی می‌توانند به تنهایی در هر سطحی و بـا هـر وسعتی که‌ باشد‌ به کار گرفته شوند.در بعضی اوقات‌ با‌ گل و گـیاه‌ هـمراه‌ باشند.گل و گیاهی که‌ همراه نقش‌ها در سطح کـار مـی‌نشیند گـاه فضای یک شکل هندسی ار می‌پوشاند که بـه‌ تـک‌بوته‌ معروف است و تکرار آن در‌ نقش‌ بسیار‌ زیبا‌ و زمانی پا را‌ فراتر‌ گذاشته و داخل اشکال دیگر هـندسی شـده و مجموع سطحی هندسی مورد نـظر را در بـر‌ می‌گیرد‌ و بـر زیـبایی آن مـی‌افزاید.باید یادآور شویم که‌ هنر‌ در‌ هر‌ زمـانی‌ بـا‌ معماری خاص خود همراه بوده است.زمانی ساختمان‌ها را با سنگ می‌ساختند و آنرا بـا کـنده‌کاری می‌آراستند و زمانی دیگر با آجر و نـقوش آجری که با تـراش‌ دادن آجـرها بر زیبایی بنا می‌افزودند.آن زمـان کـه اسلام به اوج خود رسیده بود و ادیان دیگر در هر جای دنیا سعی بر آن داشـتند کـه با زینت عیادتگاه‌های خود‌ جـذابیت‌ و یـک حـالت تقدس به آنـها دهـند،مسلمانان ناگزیر شدند خود نـیز ایـن شیوه را به کار گیرند.در دنیای مسیحیت با مجسمه‌سازی،نقاشی از جانداران،سرامیک‌سازی، منبت‌کاری،و نقاشی روی شیشه به تـزیین‌ کـلیساها‌ پرداختند،روشن است در این رابطه هنرمند مـسیحی بـا محدودیتی روبـه‌رو نـبوده و دسـتش در هر یک از هنرها و مـصالح موجود روز باز‌ بوده‌ است.

 

اما از آنجایی که‌ در‌ دین اسلام مجسمه‌سازی و نقاشی از جانداران منع گردیده،هنرمندان مسلمان بـا الهـام گرفتن از هنرهای دیگر هنر کاشی‌کاری را بـرای گـره‌کشی بـا گـل‌های تـک‌ بته-اصفهان-مسجد‌ سید زینت اماکن متبرکه خود انتخاب می‌نمودند و به کار می‌گرفتند.در بعضی موارد که دسترسی بـه آجـر و کـاشی مشکل بود از نقاشی‌های گیاهی به نحو احـسن اسـتفاده کـردند.که‌ بـرای‌ نـمونه مـی‌توان به مسجد موهبت‌خان در پیشاور پاکستان اشاره کرد.کاشی‌کاری در ایران پیشرفتی شگرف از خود برجای گذاشت که اثرات آن را می‌توان در تمام موزه‌های دنیا و در بناهای‌ موجود‌ مشاهده کرد.

 

آنچه که اختراع می‌شود و یـا هنری که ابداع می‌گردد باید با نامی خوانده شود و اجزا‌ هر شیئی از ابزارها باید با نامی همراه باشد که برای‌ آن‌ شناخت‌ لازم است.

 

زمانی که هنر کاشی‌کاری به وجود آمد و هـنرمندان بـه آن پرداختند،ضرورت پیدا کرد،فرهنگی که ‌‌بتواند‌ گویای آن هنر باشد مطرح گردد.این فرهنگ را می‌توان در نام ابزارهایی که‌ در‌ کاشی‌کاری‌ به کار می‌روند و قطعاتی که از کاشی تراشیده می‌شوند و نامی که گل و بته بـا تـراش دادن آجرها-یزد-سر در کاروانسرا می‌بایست‌ به هر قطعه و به‌ طور کلی مجموعه قطعاتی که کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و غیره…اطلاق کرد، خـلاصه نمود.

 

کـار کاشی‌کاری از بدو پیدایش مراحل مـختلفی را پشـت سر گذاشته،ابتدا کاشی را با آجر تلفیق کردند‌ و هنری نو در کار آجرکاری به وجود آوردند.آجرها را قبل از پختن به شکل پیش بر به کوره می‌بردند و گـاهی بـعد از پخت آنها را تراشیده و بـه شـکل‌ دلخواه‌ درآورده و با کاشی در هم پیچیدند و کاری زیبا ارایه دادند و به آن کاشی پیش بر نام نهادند.

 

سپس قالب‌هایی گود و برجسته ساختند و گل را در‌ قالب‌ ریختند و پس از پختن در گودی‌های آن لعاب ریخته و در کوره به آن حرارت دادنـد تـا پخته شود و آن را کاشی مهری نامیدند.(گاهی گودی و برجستگی‌ را‌ با لعاب کامل می‌پوشانیدند)و پس از پهلوی هم قرار دادن کاشی‌های مهری نقش دلخواه را به دست گل و بته با تراش دادن آجرها-تهران-سر در بالای پنجره می‌آوردند.

 

البته‌ این نقش‌ها تکراری از یک نقش بود که پس از پهلوی هم قرار دادن نقش کاملی به دست می‌آمد.

 

در حـدود‌ قرون‌ هفتم‌ و هشتم خط را وارد کاشی‌کاری کردند و هنری‌ نو بر پیکر بـناها نـمایان گـردید که به خط بنایی معروف شد؛این هنر نیز مجموعه‌ای از قواعد را در‌ بر‌ می‌گرفت.

 

خط بنایی در تمام دوران با کاشی‌کاری هـمراه ‌ ‌بـود و مسجد جامع زوزن-آجر پیش بر کم و بیش در نقاط مختلف نفوذپذیری اسلام می‌توان آن را دید.البته ایـن‌ خـط‌ در‌ کـشورهای مختلف از تنوع خاصی برخوردار است.

 

از قرن نهم به‌ بعد‌ کاشی‌کاری به اوج خود رسید و هنرمندان به رنـگ‌های تازه و ابتکارات جدید تراش و سبک‌های‌ مختلف‌ تا‌ حد امکان شیوه‌های گوناگون را مورد اسـتفاده قرار دادند.

 

معرق یکی از‌ ایـن‌ هـنرهاست:در‌ این هنر نقاشی را بر کاشی مهری-فرومد-مسجد جامع کاشی مهری-گناباد-مسجد جامع کاغذ می‌کشیدند و پس از کپی کردن یا گرده‌برداری با یک‌ تیغه‌ نیز از روی خطوط گل و بوته‌ها را می‌بریدند و سپس تکه‌های بریده‌ شـده‌ را‌ که ضمنا تعیین‌کننده رنگ‌ها نیز هستند روی کاشی یا همان رنگ مورد نظر می‌چسبانیدند‌ و آنگاه اطراف گل و بوته را تراشیده و پهلوی یکدیگر قرار می‌دادند و پشت‌ آن‌ را ملات ریخته و پس از محکم شدن آن را به طور قـطعه بـلند کرده‌ و در محل مورد نظر نصب می‌کردند.

 

خط بنایی هم زمان در قرن‌ نهم‌ و دهم هـ.ق.چنان پیشرفتی کرد که تقریبا در تمام بناهای آن زمان می‌توان نمونه‌هایی از آن‌ را‌ مشاهده‌ کرد.در اصفهان که پایتخت صفویان مـحسوب مـی‌شد هنرمندان علاقه خاصی به هنر‌ خط‌ بنایی نشان دادند و هر بنایی که می‌ساختند قسمتی از کار را به آن اختصاص می‌دادند‌ و در حال حاضر هم اصفهان غنی‌ترین محل خط بنایی است.

 

خط بنایی‌ در‌ بـدو امـر از کلمات مقدس مانند اللّه،‌ محمد(ص)و‌ علی(ع)که‌ به طور دورانی در یک شمسه یا‌ مشابه‌ آن به حرکت در می‌آوردند تشکیل می‌شد که آنها را به اشکال مختلف‌ می‌نوشتند‌ البته این نوشته‌ها با ذوقـ‌ صـاحب‌ هـنر همراه‌ و در‌ مجموع از تنوع خاصی بـرخوردار بـود‌ کـه‌ آنها را در مکانی به کار می‌بردند.زمانی از شکل خاص خود که‌ در‌ یک مربع یا مربع مستطیل بود‌ فراتر رفت و در‌ ترنج‌ها‌ و پشت و بغل قـوس‌ها‌ از‌ آن اسـتفاده شـده باز هم هنرمندان قانع نشدند و خط متداخل و یـک‌ رگـی‌ معقلی و سه رگی معقلی‌ را‌ عرضه‌ کردند.متداخل چنان بود‌ که‌ کلمه‌ای مانند اللّه یا‌ مشابه‌ آن را می‌نوشتند و یک سوره از قرآن مجید را داخـل ان بـا خـط‌ بنایی‌ می‌آراستند،یک رگی معقلی بود که کاشی‌ها‌ را‌ که از‌ مربع‌ یـا‌ مربع مستطیل بود و به طور مربع قناس پهلوی دیگر می‌چیدند و سه رگی معقلی خطی بود که مربع‌های‌ کـوچک‌ را در سـه ردیـف پهلوی یکدیگر‌ قرار‌ می‌دادند؛‌ دو‌ ردیف‌ طرفین از یک‌ رنگ‌ و ردیف وسط از رنـگ دیـگری انتخاب می‌شد.

 

مشابه این خطوط را به راحتی می‌توان در‌ مدرسه‌ چهار‌ باغ اصفهان،مسجد سید،مدرسه نیم‌آورد،مدرسه کاسه‌گردان و مسجد‌ جـامع‌ بـالاخص‌ و بـه‌ طور‌ اعم در مساجد دیگر و مدرسه‌ها و اماکن مقدسه یافت و مشابه این خطوط را کـه بـیشتر مـعقلی هستند می‌شود در تایباد مقبره شیخ زین‌الدین و در‌ هرات مقبره خواجه عبداللّه انصاری مشاهده کرد.

 

البته پیـشرفت‌های دیـگر هـم در خط مشاهده شد مانند خط معقلی نگین‌دار که در ساختمان مقبره شیخ زین‌الدین به کـار بـرده شده می‌توانیم‌ مشاهده‌ کنیم در ضمن باید یادآور شویم که نماسازی و زینت بناها مـربوط بـه دورانـه ساختمان آن بنا نیست که بتوانیم تاریخ ساختمان هر بنا را با تزیینات آن و در‌ یک زمان بـدانیم چـرا که در جهان اسلام رسم بر این بود که اسلکت را می‌ساختند و تزیینات و نماسازی آن را در‌ طـول‌ زمـان بـه کندی انجام می‌دادند.

 

هنرمندان‌ توانستند در شهرهای خود به ابتکاراتی دست زنند،خط بنایی‌هایی که در حاشیه کویر مـشاهده مـی‌شود بیشتر از خط بنایی معقلی می‌باشد که در تایباد‌ از‌ نوع نگین‌دار آن ساخته‌ شده‌ البـته ایـن بـناها مربوط به قرون هفتم و هشتم هـ.ق است ولی برای تزیینات آن تاریخی به چشم نمی‌خورد.خط بنایی‌هایی کـه در اصـفهان اسـت مربوط به دوره صفویه بوده و خطوط‌ بنایی که در یزد و کرمان می‌باشد و تقریبا بـا گـره‌کشی همراه هستند که بعضی از آنها متداخل نوشته شده‌اند و قسمتی از آن را در نقش گره می‌توان یافت.خط‌ بنایی‌های‌ مسجد جـامع‌ یـزد و کرمان می‌توانند الهامی از خط بنایی‌های دوران صفویه و قبل آن باشد و تاریخ دقیقی‌ برای آن فـرض نیست.

 

گـره‌کسی که علمی است هندسی از چیدن‌ چند‌ ضـلعی‌ها‌ پهـلوی یـکدیگر با قواعد خاص که بر آنها حـاکم اسـت به وجود می‌آید.به طور کلی بشر از‌ روزی که‌ خود را شناخت تا حدی آگاه بـا عـلم هندسه روبه‌رو بوده یعنی هـر‌ سـطحی‌ و حجمی کـه بـه وجـود می‌آورد عمل هندسه بود که خـود از آن آگـاهی نداشت تا‌ اینکه بشر به اختراع خط پرداخت و کم‌کم علم هندسه را شناخت.

 

بـا‌ شـناخت این علم و گسترش‌ روزافزون آن و با قـواعدی که برای هر یـک از ریـزه‌کاری‌های آن به وجود آمد و با پشـت‌کار هـنرمندان،گره‌کشی در دوران کاشی‌کاری ایران به اوج خود رسید که امروزه همه هنرمندان‌ از آن بهره می‌گیرند و در دید هـمگان جـای دارد.

 

علم گره‌کشی را می‌توان گفت کـه اول از تـزیینات آجـری که از حرکات اشـکال از مـربع و مربع مستطیل و لوزی‌ و غـیره بـه وجود آمد و به مرور زمان با قواعد پیچیده خود را نشان داد که هرچه از شروع آن گـذشت هـنرمندان با توان و پشتکار بیشتر توانستند ایـن عـلم‌ در‌ هم پچـیده را بـه نـحو احسن به پیکر بـناها نمایان سازند.

 

به طور کلی کاشی از خاک رس در شهرهایی که به سفالگری مشهور بودند به دست آمـد مـانند‌ نیشابور،‌ ری،کاشان،ساوه،اصفهان و بعضی از شهرهای دیگر؛ در ایـن شـهرها خـاک رس را بـعد از خـمیر کردن و ورز دادن با هـنر دسـت به اشکالی مانند کوزه و کاسه و دیگر‌ ظروف‌ سفالی در می‌آوردند و بعد‌ از‌ اینکه‌ در کوزه پخته می‌شد و به شـکل سـفال یـا بهتر بگوییم گل پخته در می‌آمد،با لعاب،نقاشی مـی‌کردند یـا بـه طـور یـک‌ رنـگ‌ روی‌ ظروف مورد نظر را با لعاب می‌پوشانیدند و دوباره‌ به کوره برده حرارت می‌دادند تا پخته شود.برای ساختن کاشی گل ورز داده را در قالب می‌ریختند و آن‌ را‌ در‌ محلی صاف برگردان می‌کردند،خشت پس از دو نـم شدن به‌ شکل نره‌ای در مقابل جریان هوا قرار می‌گرفت تا خشک می‌شد پس از خشک شدن آن را به‌ کوره‌ای‌ می‌بردند‌ و حرارت می‌دادند و به شکل آجر از کوره خارج می‌کردند(معمولا‌ بهترین‌ اندازه خشت کاشی در نـزد کـاشی‌کاران ۲*۱۵*۱۵ سانتیمتر است) آجر که از کوره خارج شد سطح‌ آن‌ را‌ به وسیله سنگ سنباده صافی صیقلی می‌کنند و سوراخ‌های روی آن را‌ با‌ نرمه‌ آجر می‌پوشانند(به اصطلاح سوراخ‌ها را سوراخ کرمو می‌گویند)،پس از صاف‌کاری در کاشی‌های یـک رنـگ‌ روی‌ سطح‌ آجر را به لعاب آغشته می‌کنند و به آن حرارت می‌دهند تا پخته شود‌ و آجری لعابدار(کاشی)از کوره خارج می‌شود که به رنگ‌های مختلف اسـت وم بـرای ریزه‌کاری‌ آماده‌ است‌ ولی برای کـاشی‌های هـفت رنگ روی آجر را با لعاب به رنگ دلخواه می‌پاشند‌ و پس از حرارت دادند به نام زیررنگی آماده کار می‌شود که معمولا بیشتر‌ از‌ رنگ‌ سفید استفاده می‌کنند؛کاشی‌ها از مـربع‌هایی تـشکیل شده که مورد نـظر اسـت هم چیده می‌شود و هر‌ نوع نقشی که مورد نظر است اول گرده‌زنی روی آن انجام می‌گیرد‌ و دوباره‌ به کوره برده و حرارت داده می‌شود،کاشی از کوره که خارج شد رنگ‌آمیزی می‌شود دوباره‌ به‌ کوره‌ برده و حـرارت مـی‌دهند،کاشی از کوره که خارج شد به روی کار‌ قرار‌ می‌گیرد و با ملات به دیوار محکم می‌شود.نمونه کاشی‌های هفت رنگ را در مسجد شاه امام‌ اصفهان‌ به طور فراوان می‌توان یافت.

 

از کاشی‌های هفت‌رنگ که بگذریم نـوبت بـه‌ کاشی‌های‌ مـعرف و گره‌کشی و تراش دادن به‌ آنها‌ می‌رسد.اول‌ نقش مورد نظر را مطابق الگویی که‌ دارند‌ روی کاغذ می‌کشند و از آن کپی تهیه مـی‌کنند و روی هر گل‌ یا‌ گل‌های مشابه را شماره‌گذاری نموده‌ به‌ طوری که‌ بـرای‌ هـر‌ رنـگ از یک شماره استفاده می‌کنند‌ تا‌ در موقع کار بتوانند از روی شماره‌ها قطعه یا قطعات را بشناسند‌ و بعد با یک تـیغه ‌ ‌نـیز که‌ تیغه برش است و به‌ نام کاغذ بر معروف است‌ از‌ روی خطوط نقش‌ها را بـریده و هـر رنـگی را روی کاشی هم‌رنگ با‌ سریش‌ می‌چسبانند؛ پس از خشک شدن‌ آماده‌ تراشیدن‌ می‌شود.اول قطعات کاشی‌ها‌ را‌ از هم جدا مـی‌کنند‌ و سپس استاد کاشی‌تراش با یک تیشه نوک باریک لعاب اطراف کاغذهای چسبانده شده را‌ مـی‌تراشد‌ که به آن لب‌زدگی مـی‌گویند سـپس‌ استاد‌ دیگری آجرهای‌ اطراف‌ گل‌ را می‌تراشد که به‌ آن گل‌بردگی می‌گویند؛در بعضی از مواقع اگر تخم‌دان‌های گل ریز یا کوچک باشد با مته‌ توی‌ آن را سوراخ و قطعاتی کوچک‌ می‌تراشند‌ و داخل‌ آن‌ سوراخ‌ها کار مـی‌گذارند‌ که‌ به نام تخمه‌گذاری معروف است.

 

قطعات که تراشیده شد روی زمین صافی که تخمیز نامیده می‌شود‌ آنها‌ را‌ از روی شماره‌های قبلی پهلوی یکدیگر قرار‌ داده‌ و پس‌ از‌ تقسیماتی‌ به نام پارچه با ملات پشت آنـها را مـحکم می‌نمایند پس از خشک شدن ملات،پارچه از روی زمین به روی دیوار انتقال داده و در جای خود‌ نصب و پشت آن را با ملات محکم می‌کنند.

 

گره‌کشی نقش مایه‌ها خود از قوانین هندسی برخوردار هستند به طوری که هر نقش ساده‌ای مـی‌تواند بـه نقشی بزرگ و بزرگ‌تر‌ تبدیل‌ گردد بنابراین نقش‌ها به طور کلی دارای قواعد خاصی هستند و هر نقش مایه از یک نقش بزرگ به دست می‌آید و می‌تواند خود زمینه نقش دیگر گردد و سـطح‌ بـناها را یکی پس از دیگری بپوشاند و هنرمندان بیشتر اوقات خود را وقف این هنر کردند تا توانستند هر چه بهتر این‌ هنر‌ را عرضه نمایند.با اینکه حدود‌ ده‌ قرن از شروع کاشی‌کاری می‌گذرد امروزه کـاشی‌کاری در تـمام نـقاط کشور رو به پیشرفت است و اگـر در شـهری یـا مکانی پخت کاشی یا‌ خاک‌ رس مخصوص امکان‌پذیر نباشد‌ می‌توان‌ به راحتی کاشی را به محل مورد نظر حمل کرد و اگر هنرمندی آنـجا وجـود نـداشته باشد از هنرمندان شهرهای دیگر استفاده نمود.بنابراین می‌توان کـاشی‌کاری را در تـمام نقاط ایران‌ به‌ طور یکنواخت پیاده کرد و از نظر آب و هوا،کاشی اگر مستقیم در برابر باران و برف نباشد با آب و هوای همه مـناطق مـناسب اسـت.معمولا در روی گنبدها از‌ کاشی‌ نره‌ای استفاده‌ می‌شود که ضخامت ان بین ۵ تا ۱۵ سـانتی‌متر است و لعاب روی آن با آلیاژهای بهتری‌ تهیه می‌شود که در مقابل برف و باران و یخبندان مقاوم‌ باشد.هنر‌ کاشی‌کاری‌ ایران نسبت بـه پیـشرفتی کـه داشت در دیگر نقاط تحت نفوذ اسلام مانند پاکستان،عراق و ایالت مسلمان‌نشین ‌‌شـوروی‌ گـسترش یافت؛در این مکان‌ها کارهایی نیز انجام گرفت.در مسجد وزیرخان لاهور اشعاری فارسی‌ با‌ خط‌ نستعلیق بـر دیـوار مـسجد لاهور نوشته شده،در تنه پاکستان در مسجد شاه جهان اشعاری با‌ خط نـستعلیق فـارسی نـوشته شده است.

 

کاشی‌کاران آن دیار اظهار می‌دارند که اجداد‌ آنها ایرانی بوده یا‌ کارگرانی‌ هستند کـه بـه وسـیله ایرانی‌ها تربیت شده‌اند.در افغانستان کاشی‌کاران همیشه با کاشی‌کاران ایرانی در تماس بوده و کارهای هنری خـود را رد و بـدل می‌کنند،در اماکن مقدسه عتبات عالیات تمام هنرهای‌ کاشی‌کاری از آن ایرانیان است،در سوریه (دمشق)کاشی‌کاری‌های حـرم مـطهر حـضرت زینب(س)از آن ایرانیان است و هنوز هم هستند استادانی که به این هنر عشق می‌ورزند و بـدان می‌پردازند.

 

پایان مقاله



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تمامی حقوق این وبسایت متعلق به گالری swallow میباشد و کپی با ذکر منبع بلامانع است. | طراحی و اجرا : گروه طراحی سناتور